دختر دی ماه! با برفهای تازه آمدی. روزگار تولدت را بزرگ که شدی از بابا بپرس. اینجا برفها بر زمین سیاه مینشینند. اینجا سپدی در خطر است. از تو اما دور باد دست تطاول این نامردمان. از بابا بپرس که در آستانهی آمدنت چه روزگار سیاهی را به دعای بارش سفید تو سر کرده است.
سارا سجادهی گریههای باباست. مهر پیشانیات مهراب (و نه محراب) مادر است و بلوط چانهات آّشیانهی سارها.
عموی بی قرارت
علیرضا روشن
11 Jan 2007 9:09am
mary from Mexico
دستهاش مشت كرده . مشكوك ميزنه
11 Jan 2007 10:32am
mana from United States
Sleep! sleep! beauty bright,
Dreaming o'er the joys of night;
Sleep! sleep! in thy sleep
Little sorrows sit and weep.
Sweet Babe, in thy face
Soft desires I can trace,
Secret joys and secret smiles,
Little pretty infant wiles.